الشيخ فاضل اللنكراني

431

توضيح المسائل ( فارسي )

محل معلوم باشد كافى است ولازم نيست آن را معين كنند . مسأله 2292 - اگر مالك با زارع قرار بگذارد كه مقدارى از حاصل براي أو ( مالك ) باشد وبقيه را بين خودشان تقسيم كنند ، چنانچه بدانند كه بعد از برداشتن آن مقدار ، چيزى باقي مىماند مزارعه صحيح است . مسأله 2293 - اگر مدت مزارعه تمام شود وحاصل به دست نيايد ، چنانچه مالك راضى شود كه با اجاره يا بدون اجاره ، زراعت در زمين أو بماند وزارع هم راضى باشد مانعى ندارد ، واگر مالك راضى نشود مىتواند زارع را وأدار كند كه زراعت را بچيند . واگر براي چيدن زراعت ضررى به زارع برسد لازم نيست عوض آن را به أو بدهد ، ولى زارع اگر چه راضى شود كه به مالك چيزى بدهد ، نمىتواند مالك را مجبور كند كه زراعت در زمين بماند . مسأله 2294 - اگر به واسطه پيش آمدى زراعت در زمين ممكن نباشد مثلا آب از زمين قطع شود ، در صورتي كه مقدارى از زراعت بدست آمده باشد حتى مثل علف كه مىتوان به حيوانات داد آن مقدار مطابق قرارداد مال هر دوى آنها است ، ودر بقيه مزارعه باطل است . واگر زارع زراعت نكند چنانچه زمين در تصرف أو بوده ومالك در آن تصرفى نداشته است ، بايد اجاره آن مدت را به مقدار معمول به مالك بدهد ، واگر به واسطه ترك زراعت خسارت وضررى به زمين وارد شده زارع بايد خسارت را بپردازد . مسأله 2295 - اگر مالك وزارع صيغه خوانده باشند ، بدون رضايت يكديگر نمىتوانند مزارعه را به هم بزنند ، وهمچنين است اگر مالك به قصد مزارعه زمين را به كسى واگذار كند وطرف هم به همين قصد بگيرد ولى اگر در ضمن خواندن صيغه مزارعه شرط كرده باشند كه هر دو يا يكى از آنان حق به هم زدن معامله را داشته باشند مىتوانند مطابق قرارى كه گذاشته‌اند معامله را به هم بزنند . مسأله 2296 - اگر بعد از قرارداد مزارعه ، مالك يا زارع بميرد مزارعه به هم